اخبار فردا اخبار فردا .

اخبار فردا

«بوم بوم تل‌آويو»؛ آهنگي كه كابوس صهيونيست‌ها شد!

 

سازنده آهنگ پرطرفدار «بوم بوم تل‌آويو» گفت: صهيونيست‌ها اين آهنگ را تقريباً از تمام اينترنت پاك كرده‌اند؛ آهنگي كه در كمتر از ۲۴ ساعت ۵۷۷ميليون بازديد داشت.
به گزارش خبرنگار فرهنگي خبرگزاري تسنيم، «لوكاس گيج» خواننده و سازنده قطعه ضداسرائيلي «بوم بوم تل‌آويو» در شبكه ايكس اعلام كرد: صهيونيست‌ها اين آهنگ زهرا گوندش را تقريباً از تمام اينترنت پاك كرده‌اند.

گيج كه از شهروندان آمريكايي‌ ـ ايتاليايي است، در صفحه شخصي خود در فضاي مجازي تأكيد كرده است كه آمريكايي‌ها جنگ دولت اين كشور با ايران را نمي‌خواهند، او همچنين تأكيد كرده است:

«ايران هرگز رئيس‌جمهوران ما را ترور نكرد. ايران هرگز فعالان ما را با خاك يكسان نكرد. ايران هرگز فناوري ما را به چين نفروخت. ايران هرگز ساختمان‌هاي ما را منفجر نكرد. ايران هرگز ما را فريب نداد تا وارد جنگ شويم، اما اسرائيل اين كارها را كرد».


آهنگ «بوم بوم تل‌آويو» از زمان انتشار در شبكه‌هاي اجتماعي به‌سرعت وايرال شد و در كمتر از 24 ساعت پس از انتشار، 577 ميليون بازديد به‌همراه داشت، تنها حساب گيج بيش از 3.5 ميليون بار ديده شده است. گيج عنوان كرده است كه اين آهنگ پس از تجاوز رژيم صهيونيستي به خاك ايران و پاسخ قاطع ايران به اين تجاوزگري خلق شده است. انتشار اين آهنگ واكنش‌هاي بسياري را به‌همراه داشت. متن ترانه اين آهنگ كه مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است، بر رفتارهاي مزوّرانه رژيم صهيونيستي و خوي حيواني آن در كشتار غيرنظاميان و جنايت‌هايش در قبال انسان‌هاي بي‌گناه به‌ويژه در غزه تأكيد دارد. شاعر معتقد است، اين نتيجه خونريزي‌اي است كه اسرائيل به‌راه انداخته است و حالا وقت آن است كه نتيجه «كارهاي شيطاني» خود را ببيند:

«موشك‌هاي ايراني تمام آسمان شما را روشن مي‌كنند، و شما فرياد مي‌زنيد كه قرباني هستيد، و مي‌گوييد شما شروع‌كننده اين جنگ نبوده‌ايد؛ حال آنكه تمام دنيا دروغ‌هاي شما را مي‌بيند».

كاربران در شبكه‌هاي اجتماعي واكنش‌هاي مختلفي به اين آهنگ داشته‌اند، يكي از كاربران نوشته است: «بوم بوم تل‌آويو» پيامي قدرتمند و صدايي صميمانه را منتقل مي‌كند كه بازتاب احساسات مردم در مواجهه با بي‌عدالتي است، اشعار آن تأثيرگذار و اجراي آن پر از شور و اميد است».
برخي از كاربران نيز پيشنهاد داده‌اند اين آهنگ در جايزه گرمي مورد توجه قرار گيرد.

اين اولين‌بار نيست كه رژيم صهيونيستي اقدام به حذف كارهاي فرهنگي مي‌كند كه در راستاي مخالفت با سياست‌هاي نژادپرستانه و غيرانساني اين رژيم توليد شده‌اند، از جمله اين اقدامات مي‌توان به بايكوت برخي از نويسندگان معترض به سياست‌هاي اسرائيل در قبال غزه طي ماه‌هاي اخير و حذف و جمع‌آوري برخي از آثار ادبي و هنري مانند «از نهر تا بحر»، اثر ناتي انگوبان اشاره كرد كه عرضه آن در يك كتابفروشي، منجر به هجوم نيروهاي رژيم صهيونيستي به اين كتابفروشي و بازداشت گردانندگان آن در سرزمين‌هاي اشغالي شد.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ تير ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۳۳:۵۸ توسط:رسول خادمي موضوع: نظرات (0)

حُسنِ يونس/ درباره فرمانده مدافع حرم كه به‌دست اسرائيل شهيد شد

 

حاج‌يونس جزو اولين افرادي بود كه براي مقابله با توطئه تكفيري ـ صهيونيستي به سوريه رفتند.
گروه سياسي خبرگزاري تسنيم ـ عبدالله عبداللهي: فيلم آقاي اصغر (پاشاپور) را يادتان هست؟ همان كه خيلي‌هاي‌مان بيش از صدبار ديديمش؛ آقاي اصغر شديداً دل‌نگران حاج قاسم است كه باز هم به خط مقدم و چندصدمتري داعشي‌ها آمده؛ به هر دري مي‌زند كه كلسي رابينسون جلوي جلوتر رفتن حاج قاسم را بگيرد؛ حاجي زير بار نمي‌رود و مي‌گويد؛ "آقاي اصغر، خجالت بكش، من را از گلوله مي‌ترساني؟"، تا اينجاي فيلم را خيلي‌هايمان توجه كرده‌ايم، اما يك جا را بعضي‌هايمان شايد كمتر! حاجي و آقاي اصغر كه پياده به‌سمت جلوترين سنگرها مي‌روند اين مكالمه شكل مي‌گيرد:

حاج قاسم: اصغر!

اصغر پاشاپور: جانم، حاج آقا!

حاج قاسم: من كه مي‌دونم يونس بهت زنگ زده گفته نذار حاجي جلوتر بره…

اسم «حاج‌يونس» (ابوالفضل نيكويي) را اولين بار اينجا شنيدم؛ از آن زمان مدام به اين فكر مي‌كردم كه اين حاج‌يونس كيست كه حاجي را با آن عظمت و كاريزما كه همه هم عاشقانه دوستش داشتند و هم شديداً از او حساب مي‌بردند، اين‌طور حراست و حفاظت مي‌كند؛ حتماً از همان كاريزماها و ابهت‌هاي حاجي در اوست كه مي‌تواند به فرماندهان بگويد؛ "نگذاريد حاجي جلوتر برود!".

ناديده مقهور ابهتش و شيفته جذبه‌اش شده بودم؛ معروف بود كه حاج قاسم نيروهايش را مثل بچه‌هايش مراقبت مي‌كرد؛ مدام تماس مي‌گرفت؛ روز و شب و نيمه‌شب؛ از احوال و كارشان مي‌پرسيد؛ دقيقاً همان‌طور كه پدرومادرها نگران و مراقب فرزندشان هستند؛ حالا اين يونس كيست كه همين حس را نسبت به حاجي دارد و اين‌قدر عاشقانه و مداوم مراقبتش مي‌كند؟

چندصباحي به همين شكل سپري شد؛ تا اينكه سال 1402 با جمعي از رسانه‌اي‌ها (از اصولگرا تا اصلاح‌طلب) به سوريه رفتيم، عصر همان روز اوّل گفتند؛ "ميهماني داريم كه مي‌خواهد ماجراي سوريه را به شما توضيح دهد."؛ چند دقيقه بعد وارد شد، چهر‌ه‌اي مثل ماه، اندامي رشيد؛ از آنها كه آدم مجذوب كاريزمايش مي‌شود؛ ميزبان گفت؛ "ايشان حاج‌يونس است"! برق از سرم پريد؛ كسي او را نمي‌شناخت؛ يعني اصلاً كسي از جمع ما، او را نديده بود، خيلي‌ها نديده بودند؛ حاج‌يونس واقعاً روبه‌روي ما ايستاده بود و من آن‌قدر از اين‌كه قهرمان رؤياهايم را ديده‌ام ذوق كرده بودم كه حد نداشت؛ او‌ حتي از آن چيزي كه در ذهن مي‌پروراندم‌ هم ابهت‌ بيشتري داشت، وقتي لب به سخن‌ گشود، شيريني كلامش هم به جذبه ظاهرش اضافه مي‌شد؛ مي‌گفت؛ "من اصلاً سياسي به آن معنايي كه در ذهن‌هاست نيستم (حتي با اغراق مي‌گفت؛ "سياست هم بلد نيستم")؛ با شما سياسي حرف نمي‌زنم، من فقط ماجرا را به شما مي‌گويم؛ خودتان هرچه خواستيد جمع‌بندي كنيد".

هشت سال در سوريه بود؛ سوريه را موبه‌مو مي‌شناخت؛ كوه به كوه، دشت به دشت؛ صحرا به صحرا؛ گروه به گروه، قبيله به قبيله، مذهب به مذهب، حتي بسياري از نظاميان و سياسيونش را نفر به نفر؛ تحولات جغرافياي سوريه را لحظه به لحظه در آن هشت سال يادش بود.

در آن‌چندروزي كه با او بوديم، در جلسه و در ميدان، لحظه به لحظهۀ وقايع سوريه را روايت كرد، از ناگفته‌ها گفت و از تحليل بهتر برخي گفته‌ها و شنيده‌ها، اصلاح‌طلبها را بيشتر تحويل مي‌گرفت و به آنها بيشتر توضيح مي‌داد تا تصور نكنند كه اين نبرد مقدس، جناحي و حزبي و يا صرفاً ايدئولوژيك بوده است؛ آن‌قدر واقعي همه را دوست داشت كه حتي يك نفر تصور نمي‌كرد كه مي‌خواهند از خودش يا ذهنش يا قلمش استفاده ابزاري كنند. بسياري از بچه‌ها از جمله اصلاح‌طلبان آن‌قدر به او و صداقت و شخصيتش در اين چند روز اعتماد يافته بودند كه روز آخر، برخي از آنها قبل و بيش از بقيه حاج‌يونس را در آغوش مي‌كشيدند و سخت‌تر از بقيه دل مي‌كندند.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ تير ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۱۲:۰۲ توسط:رسول خادمي موضوع: نظرات (0)